ترجمه "formfitting" به فارسی

ظاهری, بشکل بدن, مطابق طرح بدن بهترین ترجمه های "formfitting" به فارسی هستند.

formfitting adjective دستور زبان

(of clothing) That follows the contours of the body [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ظاهری

  • بشکل بدن

  • مطابق طرح بدن

  • چسبان ببدن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " formfitting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "formfitting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه