ترجمه "formidably" به فارسی
باقوت, بطورسهمگین, مهیبانه بهترین ترجمه های "formidably" به فارسی هستند.
formidably
adverb
دستور زبان
In a formidable manner [..]
-
باقوت
-
بطورسهمگین
-
مهیبانه
-
سخت
adjectiveThey have a formidable task ahead of them.
اونا یک وظیفه سخت در پیش دارن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " formidably " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "formidably" با ترجمه به فارسی
-
استحکام · سختی · سهمگینی · صلابت · قوت · نیرومندی · هیبت
-
Formidable- looking dogs all bristle and bay.
-
(از نظر اندازه یا خوبی) اعجاب انگیز · ترس انگیز · ترسناک · خوفناک · دشوار · رعب انگیز · سخت · شاق · شگفت انگیز · صعب · قوی هیکل · مستحکم · مهیب · هولناک · پرابهت · ژیان
-
استحکام · استواری · بزرگی · قوام · ممتازی · نیرومندی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن