ترجمه "forthwith" به فارسی
فورا, بلافاصله, بی وقفه بهترین ترجمه های "forthwith" به فارسی هستند.
forthwith
adverb
دستور زبان
immediately; without delay [..]
-
فورا
forthwith a telegram and a letter to Mrs Griffiths
بدین ترتیب فورا با تلگراف و نامه به خانم گریفیث اطلاع دادند
-
بلافاصله
adverbsigned by the inspectors of that institution, should forthwith be furnished me.
این تأییدیه پس از امضای مسؤولان مؤسسه بلافاصله به من داده شد.
-
بی وقفه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forthwith " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن