ترجمه "fortuitous" به فارسی

تصادفی, اتفاقی, نیکبخت بهترین ترجمه های "fortuitous" به فارسی هستند.

fortuitous adjective دستور زبان

Happening by chance; coincidental or accidental. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تصادفی

    Well, I guess that makes this one fortuitous wagon.

    خب ، پس گمونم تصادفی به این دلیجان برخوردی ؟

  • اتفاقی

    Ah, this was a fortuitous meeting for both of us, was it not?

    آه این دیدار اتفاقی به کجا رسید!

  • نیکبخت

  • ترجمه های کمتر

    • نیکبختانه
    • بختی
    • خوشبخت
    • بخت آمیز
    • خوشبختی آور
    • سعادت آور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fortuitous " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fortuitous" با ترجمه به فارسی

  • اتفاقی بودن
  • اعتقادباینکه انچه درطبیعت پیداشده اتفاقی بوده · عقیده به اتفاق
  • اتفاقا · برحسب اتفاق · بطوراتفاقی · تصادفا
اضافه کردن

ترجمه های "fortuitous" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه