ترجمه "foul" به فارسی
فول, پلید, کثیف کردن بهترین ترجمه های "foul" به فارسی هستند.
foul
adjective
verb
noun
دستور زبان
(baseball) Outside of the base lines; in foul territory. [..]
-
فول
offence in sports
-
پلید
adjectiveBefore his upraised hand the foul Messenger recoiled
فرستادهی پلید در مقابل دست برافراشتهی او پس نشسـت.
-
کثیف کردن
verbDid he foul himself?
اون خودش رو کثیف کرد ؟
-
ترجمه های کمتر
- خطا
- کثیف
- زشت
- گند
- بدبو
- ناشایست
- ناپسند
- گندیده
- رذل
- خراب
- پلشت
- افتضاح
- شیطانی
- خیانتکار
- شماگند
- شمغند
- شوخگن
- ناامین
- پرکثافت
- پژوین
- گندناک
- گوراندن
- گست
- مستهجن
- پوسیده
- خبیث
- خائن
- شرور
- مسدود
- (انگلیس - محلی) بدقیافه
- (بسیار) کثیف
- (بو) متعفن
- (خوراک) فساد
- (طناب و غیره) درهم گیر کرده
- (طناب و غیره) گوریدن
- (عامیانه) ناخوشایند 3
- (لوله و غیره را) مسدودکردن
- (هوا) توفانی
- (ورزش و مسابقه) خطا
- (چاپ) پرغلط
- (کلام یا تصویر و غیره) قبیح
- آلوده کردن 5
- انبوه شدن
- بند آمده
- بند آوردن یا آمدن
- به ناموس کسی خدشه وارد آوردن
- به هم تاب خورده
- به هم تابیده شدن
- به هم گوریده
- بی آبرو کردن
- خطا کردن
- دارای خطخوردگی و حاشیه نویسی 4
- درهم گیر کردن
- زشت 2
- سرایت دادن
- سرشکسته کردن 6
- شرارت بار
- شرف کسی را لکه دار کردن
- فول کردن 0
- مشمئز کننده
- نادرست 1
- نجس کردن یا شدن
- پلشت کردن
- چرک انباشت
- کثیف کردن یا شدن
- گرفتن 7
- گرفته شده (در اثر انباشتگی فضولات)
- گیر کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " foul " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "foul" با ترجمه به فارسی
-
(بیس بال) گوی که خارج از زمین بازی فرود آمده باشد
-
(بسکتبال) خط پرتاب آزاد (خطی که از پس آن به سوی حلقه · (تنیس و بیس بال و غیره) خط دور محوطه ی بازی (که بیرون از آن ((اوت)) محسوب می شود) · توپ افکنده می شود به ویژه هنگام ارتکاب خطا از طرف تیم مقابل)
-
بدی · سخت دلی · شرارت · ناپاکی · پلیدی · چرکی · کارخلاف قاعده
-
(ورزش) خطای عمدی · فول شخصی
-
بارنامه نادرست
-
لارو چركدار اروپايي
-
رجوع شود به free throw
-
(ورزش) ناجوانمردی · آدمکشی · جنایت · حقه · خطای عمدی · عمل شنیع · نادرستی · کار نادرست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن