ترجمه "fourth" به فارسی
چهارم, ربع, چهارمین بهترین ترجمه های "fourth" به فارسی هستند.
fourth
adjective
noun
adverb
دستور زبان
(not used in the plural) The person or thing in the fourth position. [..]
-
چهارم
adverbfourth [..]
Three-fourths of the earth's surface is water.
سه چهارم سطح زمین آب است.
-
ربع
nounI think you owe me a fourth of my losses;
حال که ضرر کردم ربع ضرر را باید به من بدهید.
-
چهارمین
April is the fourth month of the year.
آوریل، چهارمین ماه سال است.
-
ترجمه های کمتر
- نفرچهارم
- چارک
- (اتومبیل) دنده ی چهارم
- (موسیقی) فاصله ی موسیقی شامل چهار درجه ی بدون نیم پرده
- مرتبه ی چهارم
- مقام چهارم
- یک ربع
- یک چهارم
- یک چهارم پوند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fourth " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fourth
noun
دستور زبان
The Fourth of July. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Fourth" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fourth در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "fourth" با ترجمه به فارسی
-
(فرانسه) جمهوری چهارم (859
-
جهان چهارم (بینواترین بخش جهان سوم)
-
روز آزادی امریکا (چهارم ژوئیه)
-
(در دموکراسی) پایه ی چهارم (یعنی مطبوعات) (سه پایه ی دیگر: قضائیه و مقننه و مجریه) · رکن چهارم مشروطیت · مطبوعات عمومی · نشریات ملی
-
دیوار چهارم
-
یک چهارم پوند
-
زبان برنامهنویسی نسل چهارم
-
متمم چهارم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن