ترجمه "fourth" به فارسی

چهارم, ربع, چهارمین بهترین ترجمه های "fourth" به فارسی هستند.

fourth adjective noun adverb دستور زبان

(not used in the plural) The person or thing in the fourth position. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چهارم

    adverb

    fourth [..]

    Three-fourths of the earth's surface is water.

    سه چهارم سطح زمین آب است.

  • ربع

    noun

    I think you owe me a fourth of my losses;

    حال که ضرر کردم ربع ضرر را باید به من بدهید.

  • چهارمین

    April is the fourth month of the year.

    آوریل، چهارمین ماه سال است.

  • ترجمه های کمتر

    • نفرچهارم
    • چارک
    • (اتومبیل) دنده ی چهارم
    • (موسیقی) فاصله ی موسیقی شامل چهار درجه ی بدون نیم پرده
    • مرتبه ی چهارم
    • مقام چهارم
    • یک ربع
    • یک چهارم
    • یک چهارم پوند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fourth " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fourth noun دستور زبان

The Fourth of July. [..]

+ اضافه کردن

"Fourth" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fourth در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "fourth" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fourth" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه