ترجمه "fowl" به فارسی

مرغ, پرنده, طیور بهترین ترجمه های "fowl" به فارسی هستند.

fowl verb noun دستور زبان

To hunt fowl. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرغ

    noun

    This was the eyrie of that obscene vulture this the fatal fowl herself!

    جوجهی لاش خور بود، آن پرندهی ویرانگر همان مرغ مرگبار!

  • پرنده

    noun

    Of their smaller fowl I could take up twenty or thirty at the end of my knife.

    بیست سی تا از پرندگان کوچک آنجا را با نوک کارد میتوانستم بردارم و بخورم.

  • طیور

    the fowls, and even the cattle, together with the whole family of the tenant farmer.

    طیور و حتی دام و کل اعضای خانواده کشاورز اجاره کار را پناه داده بود.

  • ترجمه های کمتر

    • خروس
    • غاز
    • غازماکیان
    • بوقلمون
    • parande
    • (انواع پرندگان اهلی که گوشت آنها را می خوریم) ماکیان
    • (در اصل) پرنده (امروزه فقط در ترکیب به این معنی به کار می رود)
    • اردک (و غیره)
    • مرغ و خروس بالغ (دربرابر جوجه)
    • مرغ وخروس
    • پرنده در تله انداختن
    • پرنده شکار کردن
    • پرندگان
    • گوشت ماکیان
    • گوشت مرغ
    • گوشت پرندگان اهلی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fowl " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "fowl"

عباراتی شبیه به "fowl" با ترجمه به فارسی

  • طیور · مرغ اهلي · مرغ خانگی · مرغ وخروس · نيمچهها · پرنده · گالوس
  • آفت مرغي · بیماری نیوکاسل
  • (جانور شناسی) مرغ شاخ دار (از تیره ی Numididae - از ماکیان خانگی که سری بی پر و بدنی گرد و گوشتالو و پرهای تیره بانقطه های سفید دارد) · مرغ خانگي شاخدار · مرغ شاخدار
  • ویروس طاعون مرغی
  • (جانورشناسی) مرغ جنگل (انواع ماکیان جنس Gallus از تیره ی Phasianidae که بومی آسیا بوده و یک نوع هندی آنان به نام Gallus gallus تبار مرغ و خروس خانگی محسوب می شود)
  • وباي پرندهاي · وبای طیور · وبای مرغان
  • خروس جنگی · مرغ شکاری · هر نوع پرنده ای که برای جنگ با پرندگان دیگر تربیت شده
  • الئوزين آفريكانا · الئوزین اندیکا · چمن خرچنگی هرز · چمن غاز آفریقایی
اضافه کردن

ترجمه های "fowl" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه