ترجمه "fox" به فارسی
روباه, فریبکار, نیرنگباز بهترین ترجمه های "fox" به فارسی هستند.
fox
verb
noun
دستور زبان
A red fox, small carnivore ( Vulpes vulpes ), related to dogs and wolves, with red or silver fur and a bushy tail. [..]
-
روباه
nounVulpes vulpes [..]
A fox is not caught twice in the same snare.
یک روباه دوبار در یک دام نمی افتد.
-
فریبکار
nouncunning person
-
نیرنگباز
nouncunning person
-
ترجمه های کمتر
- دلکش
- نازنین
- محیل
- ترشاندن
- ترشیدن
- دغلکار
- (امریکا - خودمانی) زن دلربا
- (به ویژه آبجو) از راه تخمیر ترش مزه کردن
- (جانورشناسی) روباه (جنس های Vulpes و Urocyon)
- (رویه ی کفش
- (صفحه ی کتاب و غیره) دارای لکه های زرد و قهوه ای کردن یا شدن (مثلا در اثر کهنگی)
- (مهجور) مست کردن
- آدم روباه صفت
- حیله زدن
- حیله گر
- حیله گری کردن
- خز روباه
- دور سرگردان
- روبه صفتی کردن
- زبان فاکس
- زرد و رنگ رفته شدن
- سرخپوست فاکس
- سرمست کردن
- شهوت انگیز
- عاجز کردن
- فریب دادن
- قبیله ی سرخپوستان فاکس که در ایالت ایوا زندگی می کنند
- مات و مبهوت کردن
- مست کردن
- مغشوش کردن
- نیرنگ باز
- نیرنگ زدن
- هوس انگیز
- پوست روباه
- پینه دوزی کردن 0
- چارلز جیمز فاکس (دولتمرد و سخنور انگلیسی)
- چکمه و غیره را) تعمیر کردن
- گیج کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fox " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fox
noun
proper
دستور زبان
A surname derived from the name of the animal. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Fox" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fox در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "fox"
عباراتی شبیه به "fox" با ترجمه به فارسی
-
(جانورشناسی) روباه سمور (سمور روباه مانندی بنام لاتین Sciurus niger - بومی خاور آمریکای شمالی) · سنجاب روباهی
-
(جانورشناسی) روباه نقره فام (Vulpes fulva - بومی امریکا - red fox هم می گویند) · خز این روباه
-
(جانورشناسی) · خز روباه سرخ · روباه · روباه سرخ · روباه سرخ (Vulpes vulpes که بومی اروپا است) · روباه سرخ امریکایی (Vulpes fulva)
-
روباه خرچنگ خوار · روباه خرچنگخوار
-
(جانور شناسی) روباه قطبی (Alopex lagopus که در زمستان رنگش سفید می شود)
-
روباه پرنده کوهستان برفی
-
شکار روباه (ورزشی که در آن شکارچیان اسب سوار به دنبال تازی هایی که در پی روباه هستند تاخت می کنند)
-
سوراخ روباه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن