ترجمه "foxy" به فارسی

ترفندگر, دغلکار, خواستنی بهترین ترجمه های "foxy" به فارسی هستند.

foxy adjective دستور زبان

having the qualities of a fox [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترفندگر

  • دغلکار

  • خواستنی

  • ترجمه های کمتر

    • محیل
    • مزور
    • ناقلا
    • موذی
    • (به ویژه صفحات کتاب قدیمی) زرد شده
    • (خودمانی) هوس انگیز (به ویژه زن)
    • (در مورد برخی شراب ها) دارای طعم انگور روباه (انگور سگی)
    • (رنگ) قهوه ای مایل به سرخ
    • حیله گر
    • خدعه آمیز
    • رنگ و رو رفته
    • روباه صفت
    • روباه مانند
    • روبه سان
    • شیطنت آمیز
    • نیرنگ آمیز
    • نیرنگ باز
    • پر تزویر
    • پر حیله
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " foxy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "foxy" با ترجمه به فارسی

  • ترشیدگی · حیله گری · دورویی · روباه بازی · روباه صفتی · روبه صفتی · فاسدشدگی · کفک زدگی
اضافه کردن

ترجمه های "foxy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه