ترجمه "frag" به فارسی

(ارتش - خودمانی) عمدا زخمی کردن یا کشتن (افسر مافوق خود به ویژه با نارنجک) ترجمه "frag" به فارسی است.

frag verb noun دستور زبان

(video games) A successful kill in a deathmatch game. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (ارتش - خودمانی) عمدا زخمی کردن یا کشتن (افسر مافوق خود به ویژه با نارنجک)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " frag " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "frag" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه