ترجمه "fragmentize" به فارسی

فروپاشیدن, به تکه های ریز بخش کردن یا شدن, تکه تکه کردن یا شدن بهترین ترجمه های "fragmentize" به فارسی هستند.

fragmentize verb دستور زبان

To break, cut, or otherwise separate (something) into fragments. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فروپاشیدن

  • به تکه های ریز بخش کردن یا شدن

  • تکه تکه کردن یا شدن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fragmentize " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fragmentize" با ترجمه به فارسی

  • (ارتش) بمب خوشه ای · بمب ضد نفرات · بمب فروپاش
  • (اجزا) · (تکه یا جزئی که از چیزی کنده یا جدا کرده باشند) تکه · بخش · بریده · تکه · تکه کردن · جز · خرد شدن یا کردن · خرده · شکنه · شکنه کردن · صدف · قسمت · قطعه · پاره · پاره پاره کردن · کوزه شکسته
  • (به قطعات ریز بخش کردن یا شدن) فروپاشیدن · داغان شدن یا کردن · فروپاشاندن · متلاشی شدن یا کردن
  • (سنگ شناسی) آواری · رجوع شود به fragmentary · ناقص · پاره پاره
  • تکه تکه شدن
  • ساختار زراعي · ساختار کشاورزی · قطعهبندي زمين · نظامهاي زراعي
  • آر.اف.ال.پی
اضافه کردن

ترجمه های "fragmentize" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه