ترجمه "fraudful" به فارسی
متقلب, حیله گر, فریب امیز بهترین ترجمه های "fraudful" به فارسی هستند.
fraudful
adjective
دستور زبان
Full of fraud, deceit, or treachery; fraudulent.
-
متقلب
-
حیله گر
-
فریب امیز
-
ترجمه های کمتر
- کلاه بردار
- گول زن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fraudful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fraudful" با ترجمه به فارسی
-
تئوری تقلب، تئوری فریب
-
تقلب های از نوع اختلاس
-
تقلب انتخاباتی
-
کشف تقلب
-
(آدم) متقلب · (حقوق) کلاهبرداری · آپارتی · اغفال · ترفند · تقلب · جرم · حقه بازی · دغل · دغلکار · دغلکاری · رفتار بزهکارانه · شیاد · شیادی · غبن · فريب · فریب · فریب کاری · فریبکار · فن · قلابی · كلاهبرداري · وحشيگري · چیز تقلبی · کلاهبردار · کلاهبرداری · کید · گوشبر · گول · گول زنی · یرادرب ه الك
-
ه الك ینابرق هک یدارفا هب تامدخ و کمک ینقلت طخدنشابیم یراتفردب و یرادرب
-
(آدم) متقلب · (حقوق) کلاهبرداری · آپارتی · اغفال · ترفند · تقلب · جرم · حقه بازی · دغل · دغلکار · دغلکاری · رفتار بزهکارانه · شیاد · شیادی · غبن · فريب · فریب · فریب کاری · فریبکار · فن · قلابی · كلاهبرداري · وحشيگري · چیز تقلبی · کلاهبردار · کلاهبرداری · کید · گوشبر · گول · گول زنی · یرادرب ه الك
-
(آدم) متقلب · (حقوق) کلاهبرداری · آپارتی · اغفال · ترفند · تقلب · جرم · حقه بازی · دغل · دغلکار · دغلکاری · رفتار بزهکارانه · شیاد · شیادی · غبن · فريب · فریب · فریب کاری · فریبکار · فن · قلابی · كلاهبرداري · وحشيگري · چیز تقلبی · کلاهبردار · کلاهبرداری · کید · گوشبر · گول · گول زنی · یرادرب ه الك
اضافه کردن مثال
اضافه کردن