ترجمه "fraught" به فارسی
آکنده, پر, سرشار بهترین ترجمه های "fraught" به فارسی هستند.
fraught
adjective
verb
noun
دستور زبان
(obsolete) The hire of a ship or boat to transport cargo. [..]
-
آکنده
charged or accompanied with
the treasure of the Enemy, fraught with all his malice; and in it lies a great part of his strength of old.
گنج دشمن، و آکنده از شرارت او؛ و درون آن بخش اعظمی از توانایی پیشین او قرار دارد.
-
پر
adjectiveThe journey to return you to his arms is fraught with peril.
مسير رسوندن تو به دست اون پر از خطراته
-
سرشار
Marius was dazzled by those eyes fraught with rays and abysses.
ماریوس در پیشگاه این مردمکهای سرشار از اشعه و ورطات، حیران شد.
-
ترجمه های کمتر
- دلواپس
- حامله
- پریشان
- (با: with) آکنده (از)
- مملو (از)
- هیجان زده
- پر (از)
- کلاهبرداری، فریب، حیله، تقلب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fraught " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن