ترجمه "free-living" به فارسی
(زیست شناسی) آزادزی (که انگل یا هم زیست گر نیست و مستقل زیست می کند), اهل عیش و نوش, خوش گذران بهترین ترجمه های "free-living" به فارسی هستند.
free-living
adjective
دستور زبان
(biology) ( of an organism ) That lives independently of other organisms rather than part of a symbiotic or parasitic relationship [..]
-
(زیست شناسی) آزادزی (که انگل یا هم زیست گر نیست و مستقل زیست می کند)
-
اهل عیش و نوش
-
خوش گذران
-
ترجمه های کمتر
- شکم باره
- عشرت طلب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " free-living " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "free-living" با ترجمه به فارسی
-
نماتودهاي خاك · نماتودهای آزادزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن