ترجمه "freewheel" به فارسی

(در برخی اتومبیل ها و هلی کوپترها و غیره) کلاج جغجغه ای, (در سرازیری) با دنده ی خلاص حرکت کردن, (دو چرخه) بدون پا زدن رفتن بهترین ترجمه های "freewheel" به فارسی هستند.

freewheel verb noun دستور زبان

a device in a transmission that disengages the driveshaft from the driven shaft when the driven shaft rotates faster than the driveshaft. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (در برخی اتومبیل ها و هلی کوپترها و غیره) کلاج جغجغه ای

  • (در سرازیری) با دنده ی خلاص حرکت کردن

  • (دو چرخه) بدون پا زدن رفتن

  • (دوچرخه) چرخک آزاد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " freewheel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "freewheel" با ترجمه به فارسی

  • فاعل مختار
  • (عامیانه) بی بند وبار · آزاد چرخ · آزاد چرخی · با بریز و بپاش بسیار · بی خیال · دارای چرخک آزاد · دارای کلاج جغجغه ای · لا قید
اضافه کردن

ترجمه های "freewheel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه