ترجمه "friable" به فارسی

ترد, شكننده, شکننده بهترین ترجمه های "friable" به فارسی هستند.

friable adjective دستور زبان

Easily broken into small fragments, crumbled, or reduced to powder. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترد

    adjective
  • شكننده

  • شکننده

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • (آنچه که به آسانی خرد و پودر می شود) گرد شو
    • گرد شونده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " friable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "friable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه