ترجمه "fright" به فارسی

ترساندن, وحشت, هراس بهترین ترجمه های "fright" به فارسی هستند.

fright verb noun دستور زبان

Anything strange, ugly or shocking, producing a feeling of alarm or aversion. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترساندن

    verb
  • وحشت

    This terrific object seemed to recall the whole herd from their stationary fright.

    این امر وحشتانگیز گویی تمامی رمه را از وحشت ثابت به خود آورد.

  • هراس

    Suffix noun

    But what most struck Winston was the look of helpless fright on the woman's greyish face.

    اما مایهی شگفتی بیشتر و ین ستون، حالت هراس عجز آلود در چهرهی خاکستری زن بود.

  • ترجمه های کمتر

    • هول
    • bim
    • (شخص یا چیز) هول انگیز
    • (نادر) ترساندن
    • (ناگهانی) ترس
    • ترس آور
    • ترس ناگهانی
    • رم دادن
    • هراس انگیز
    • هراس کردن
    • هول زده کردن
    • وحشت زا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fright " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fright
+ اضافه کردن

"Fright" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fright در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "fright" با ترجمه به فارسی

  • (عامیانه) ناخوشایند · آزار دهنده · افزاع · بیرحم · ترس آور · تکان دهنده · زننده · زیاد · سهمگین · مخوف · موحش · هراس انگیز · هولناک · وحشت زا · وحشتناک
  • صحنه هراسی (ترس از ظاهر شدن بر صحنه)
  • اصول تروریسم یاتهدیدبکشتن · ترسناکی · زشتی
  • (خودمانی) کلاه گیس وحشت زا (از تارهای نایلونی و به رنگ های درخشان)
  • (عامیانه) ناخوشایند · آزار دهنده · افزاع · بیرحم · ترس آور · تکان دهنده · زننده · زیاد · سهمگین · مخوف · موحش · هراس انگیز · هولناک · وحشت زا · وحشتناک
اضافه کردن

ترجمه های "fright" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه