ترجمه "frightening" به فارسی
افزاع, ترسناک, تهدید وارعاب بهترین ترجمه های "frightening" به فارسی هستند.
frightening
adjective
verb
noun
دستور زبان
causing fear; of capable of causing fear; scary [..]
-
افزاع
-
ترسناک
adjectiveExtravagant, yes, almost frightening in that very extravagance.
درس ته، افراطی بود. در واقع این افراط ترسناک بود.
-
تهدید وارعاب
noun
-
ترجمه های کمتر
- دهشتناک
- ناگوار
- وحشتناک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frightening " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "frightening" با ترجمه به فارسی
-
ترسیده · دستپاچه · هراسیده · وحشت زده
-
رام کردن · هراس کردن
-
رام کردن · هراس کردن
-
(از ترس) به کاری واداشتن · (با: away یا out یا off) رم دادن · (ناگهان) ترسیدن · ترساندن · ترساندن و دور کردن · ترسانیدن · رم دادن · رماندن · لرزاندن · مرعوب و وادار کردن · هراس کردن · هراساندن (معمولا به طور ناگهانی) · وحشت زده کردن
-
ترسیده · دستپاچه · هراسیده · وحشت زده
-
ترسیده · دستپاچه · هراسیده · وحشت زده
-
(از ترس) به کاری واداشتن · (با: away یا out یا off) رم دادن · (ناگهان) ترسیدن · ترساندن · ترساندن و دور کردن · ترسانیدن · رم دادن · رماندن · لرزاندن · مرعوب و وادار کردن · هراس کردن · هراساندن (معمولا به طور ناگهانی) · وحشت زده کردن
-
(از ترس) به کاری واداشتن · (با: away یا out یا off) رم دادن · (ناگهان) ترسیدن · ترساندن · ترساندن و دور کردن · ترسانیدن · رم دادن · رماندن · لرزاندن · مرعوب و وادار کردن · هراس کردن · هراساندن (معمولا به طور ناگهانی) · وحشت زده کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن