ترجمه "from scratch" به فارسی
از ابتدا, از اول بهترین ترجمه های "from scratch" به فارسی هستند.
from scratch
adverb
دستور زبان
(idiomatic) From the beginning; starting with no advantage or prior preparation. [..]
-
از ابتدا
we have to start from scratch and take them out and replace them.
ما باید از ابتدا شروع کنیم و آنها را بیرون بیاوریم و دوباره جایگذاری کنیم.
-
از اول
from the beginning
So these images are entirely unlabeled, so I have to start from scratch.
خوب همه ی این تصاویر بدون برچسب هستن، پس ناچارم از اول شروع کنم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " from scratch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن