ترجمه "fruit" به فارسی

میوه, ثمر, سود بهترین ترجمه های "fruit" به فارسی هستند.

fruit verb noun دستور زبان

(botany) The seed-bearing part of a plant, often edible, colourful/colorful and fragrant, produced from a floral ovary after fertilization. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • میوه

    noun

    part of plant [..]

    The wind is blowing and the fruit knows: It's time to fall down.

    باد می وزد و میوه می داند اکنون وقت افتادن است.

  • ثمر

    noun

    Using these resources appropriately will help us live a fruitful life filled with joy.

    بکار بردن درست این منابع بما کمک میکند که یک زندگی پُر ثمر و لذّت بخشی داشته باشیم.

  • سود

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بار
    • ثمره
    • محصول
    • نتیجه
    • ستهها
    • بر
    • شفت
    • نيامكها
    • کونی
    • پیامد
    • (امریکا- خودمانی - تحقیر آمیز) هم جنس باز (مرد)
    • (قدیمی) بچه (انسان یا حیوان)
    • (معمولا جمع) فرآورده ی کشاورزی
    • (گیاه شناسی) تخمدان رسیده ی هرگیاه گل آور (که میوه بخش عمده ی آن است)
    • بار آوردن
    • به ثمر رساندن
    • ثمر دادن
    • محصول زراعتی
    • میوه (گیاهشناختی)
    • میوه دادن
    • میوه دار کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fruit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fruit
+ اضافه کردن

"Fruit" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fruit در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "fruit"

عباراتی شبیه به "fruit" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fruit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه