ترجمه "fuck" به فارسی
گائیدن, فاک, گاییدن بهترین ترجمه های "fuck" به فارسی هستند.
fuck
Verb
verb
noun
adverb
interjection
دستور زبان
(vulgar, colloquial) (often obscene) To have sexual intercourse, to copulate. [..]
-
گائیدن
verbto have sexual intercourse-obscene or vulgar
-
فاک
interjectionfuck!
-
گاییدن
-
ترجمه های کمتر
- جماع
- جالش
- سپوختن
- سپوزش
- مرزیدن
- مقاربت
- گای
- (حرف ندا به نشان خشم یا یاس و غیره)اه (برابر با فحش های ناموسی در فارسی)
- (خودمانی - با with) سر به سر گذاشتن
- (خودمانی - معمولا با: over) ظلم و تعدی کردن به
- (خودمانی) آدم ناخوشایند
- (خودمانی) کسی که با او جماع می شود
- (ناپسند)
- آدم قابل تحقیر
- بد جنسی و بد رفتاری کردن
- جماع کردن
- دست ور کردن
- فاک (اصطلاح)
- کار به کار (کسی) داشتن
- کردن
- کس دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fuck " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fuck" با ترجمه به فارسی
-
نزدیکی پستانی
-
نزدیکی پستانی
-
برو گمشو · بزن به چاک · بیرون افتادن · دستور اخراج · فوری رفتن · لم دادن
-
کونِ لقــــــت
-
اشتباه کردن · مرتکب خطا شدن
-
(خودمانی - ناپسند) · بسیار · خیلی · لعنتی (برابر با فحش های ناموسی فارسی)
-
احمق
-
(خودمانی - ناپسند) · بسیار · خیلی · لعنتی (برابر با فحش های ناموسی فارسی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن