ترجمه "fuel" به فارسی

سوخت, سوخت دادن, تقویت بهترین ترجمه های "fuel" به فارسی هستند.

fuel verb noun دستور زبان

Substance consumed to provide energy through combustion, or through chemical or nuclear reaction. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوخت

    noun

    substance consumed to provide energy

    We need to remove the perverse incentives to use more fuel.

    ما باید عوامل افزایش مصرف سوخت را حذف کنیم.

  • سوخت دادن

    verb
  • تقویت

    noun

    It's the crowd that shines the light and fuels the desire,

    خود اعضا هستند که به شهرت میرسانند و اشتیاق را تقویت میکنند.

  • ترجمه های کمتر

    • غذا
    • محرک
    • اغذیه
    • برانگیختن
    • (آتش چیزی را) برافروختن
    • (مجازی) انگیزان
    • (مجازی) تشدید کردن
    • سوخت اتمی
    • سوخت رساندن
    • سوخت گیری کردن
    • شکافت سوخت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fuel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fuel
+ اضافه کردن

"Fuel" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fuel در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "fuel"

عباراتی شبیه به "fuel" با ترجمه به فارسی

  • خودرو_با_سوخت_جايگزين
  • سوختها · سوختهاي جامد · سوختهاي مايع
  • پیل سوختی · پیل سوختی (وسیله ی تبدیل کارمایه ی حرارتی به کارمایه ی برقی)
  • (اتومبیل و موتور و غیره) کم سوز · کم مصرف
  • سوخت دیزل
  • سوخت ترکیبی
  • سوختها · سوختهاي جامد · سوختهاي مايع
  • استخر سوخت مصرف شده
اضافه کردن

ترجمه های "fuel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه