ترجمه "fumbling" به فارسی

خام دست ترجمه "fumbling" به فارسی است.

fumbling noun adjective verb دستور زبان

Present participle of fumble. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خام دست

    Had Charles with his fumbling awkwardness and his embarrassed intimacies tapped any of the deep vein of passionate feeling within her

    چارلز بیدستوپا و خام دست بود و احساسات کودکانهای داشت و هرگز قادر نبود حتی کمی از تمنیّات او را پاسخ گوید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fumbling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fumbling" با ترجمه به فارسی

  • (با دست ولی بدون نگاه کردن دنبال چیزی گشتن) کورمال کردن · (با ناشیگری یا بی قوارگی) دستکاری کردن · (به طور دست و پا چلفتی) دست مالی کردن · (فوتبال امریکایی) افتادن توپ (از دست بازیکن) · (چیزی را) خراب کردن · (کورمال کورمال و با ناشیگری) جلو رفتن یا راه خود را باز کردن · اشتباه · اشتباه کردن · فامبل · فامبل کردن · مرتکب خطا شدن · من من کردن · ناشیانه عمل کردن · ناشیانه گفتن · ور رفتن
اضافه کردن

ترجمه های "fumbling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه