ترجمه "fumigate" به فارسی
دود دادن, (با گاز دود) گند زدایی کردن, (به ویژه به منظور گند زدایی یا حشره کشی) دود دادن بهترین ترجمه های "fumigate" به فارسی هستند.
fumigate
verb
دستور زبان
To disinfect, purify, or rid of vermin with the fumes of certain chemicals. [..]
-
دود دادن
-
(با گاز دود) گند زدایی کردن
-
(به ویژه به منظور گند زدایی یا حشره کشی) دود دادن
-
ترجمه های کمتر
- (قدیمی) عطر زدن به
- با گاز ضدعفونی کردن
- دود آکند کردن
- کهتاب کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fumigate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fumigate" با ترجمه به فارسی
-
تجهیزات دودآکنی
-
بخور · تدخین · دودآکنی · دوددادن · ضدعفونی سازی
-
سميت دودآكنها
-
دودآکنی خاک
-
(ماده ای که در گاز دود دادن به کار می رود) گاز دودگر · کهتاب گر
-
گواهی ضد عفونی
-
بخاردهنده · بخوردهنده · بخورساز
-
دودآکنها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن