ترجمه "funded" به فارسی

هدش یراذگ هيامرس ترجمه "funded" به فارسی است.

funded adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of fund. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هدش یراذگ هيامرس

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " funded " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "funded" با ترجمه به فارسی

  • آي.ام.اف · صندوق بین المللی پول (بخشی از سازمان ملل) · صندوق بینالمللی پول
  • موجودی
  • بدهی دراز مدت، قرض مستمر، دین مستمر
  • (انگلیس - جمع - با: the) اوراق قرضه ی دولتی · (برای انجام کاری) پول اختصاص دادن · (برای پرداخت اصل یا فرع وام) وجه تامین کردن · (جمع - پول یا معادل آن که برای کار بخصوصی کنار نهاده شود) وجه (وجوه) · (پول)گردآوری کردن · به حساب ریختن · به صندوق واریز کردن · بودجه (به منظور خاص) · بودجه تامین کردن · تبدیل به قرضه ی مستمر کردن · تبدیل به وام دراز مدت و بهره دار کردن · جذب سرمایه · حساب · سازمانی که این نوع صندوق ها و حساب های ویژه را سرپرستی می کند · صندوق · وجه، وجوه اختصاصی، صندوق، منابع مالی · پشتوانه · پول
  • مآزاد وجوه مستقل، مآزاد صندوق
اضافه کردن

ترجمه های "funded" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه