ترجمه "funeral" به فارسی

جنازه, دفنی, (مراسم ختم و به خاک سپاری) خاک سپاری بهترین ترجمه های "funeral" به فارسی هستند.

funeral adjective noun دستور زبان

Being related to a ceremony in honor of a deceased person. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جنازه

    noun

    ceremony to honour of a deceased person [..]

    The mere idea of having to change for the funeral irritated him.

    از فکر این که باید برود و برای شرکت در تشییع جنازه لباس بپوشد به شدت ناراحت بود.

  • دفنی

    noun
  • (مراسم ختم و به خاک سپاری) خاک سپاری

  • ترجمه های کمتر

    • آیین سوگواری
    • تشییع جنازه
    • مراسم تشییع جنازه
    • مراسم خاکسپاری
    • مراسم ختم و سوزاندن جسد
    • مراسم دفن
    • هزانج عييشت مسارم
    • کفن و دفن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " funeral " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "funeral"

عباراتی شبیه به "funeral" با ترجمه به فارسی

  • توده
  • بنگاه کفن و دفن · ماتم کده
  • متعهد · مسئول
  • (امریکا) مدیر بنگاه کفن و دفن · متعهد · مسئول
  • آهنگ عزا
  • (در خور مراسم کفن و دفن) سوگوارانه · ترحیمی · حزن انگیز · سوگناک · غم انگیز
  • (در خور مراسم کفن و دفن) سوگوارانه · ترحیمی · حزن انگیز · سوگناک · غم انگیز
اضافه کردن

ترجمه های "funeral" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه