ترجمه "fur" به فارسی

خز, کرک, پت بهترین ترجمه های "fur" به فارسی هستند.

fur verb noun conjunction adposition دستور زبان

Hairy coat of various mammal species, especially: when fine, soft and thick. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خز

    noun

    hairy coat of a mammal, especially when fine, soft and thick [..]

    He was not dressed in sleek furs, but in thin and ragged robes.

    او کت خز سفیدش را نپوشیده بود و ردای نازک و کهنهای به تن داشت.

  • کرک

    noun

    hairy coat of a mammal, especially when fine, soft and thick

    Full of furred moths and icy butterflies.

    پر از پروانههای بید کرک دار و پروانههای یخ زده

  • پت

    hairy coat of a mammal, especially when fine, soft and thick

  • ترجمه های کمتر

    • پوستین
    • خزی
    • (مخفف) رجوع شود به furlongs
    • (موی نرمی که بدن بسیاری از پستانداران را می پوشاند) مو
    • (هر چیز خز مانند یا کرک دار مانند بار زبان بیماران) خز مصنوعی
    • (پوست و موی نرم حیوان که از آن جامه یا حاشیه ی جامه و غیره می سازند) خز
    • (کتری و غیره) جرم
    • با خز تزیین کردن (جامه)
    • بار (زبان)
    • بار گرفتن (یاداشتن)
    • جرم گرفتن
    • خز پوش کردن
    • وابسته به خز
    • پوست خام
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fur noun proper دستور زبان

One of a Nilo-Saharan people of western Sudan. [..]

+ اضافه کردن

"Fur" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fur در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "fur"

عباراتی شبیه به "fur" با ترجمه به فارسی

  • خزها · پوستهاي خام
  • پوستین
  • (جانور) خز دار · (زبان)باردار · (ملبس به جامه ی خز) خز پوشیده · خز آذین · خز پوش · خز پوشیده · خزدار · خزین · دارای حاشیه ی خز (جامه و غیره) · دارای موی نرم · کرک دار
  • فک خزپوش شمالی
  • هوراس فورنس (شکسپیر شناس امریکایی)
  • (جانور شناسی) سیل خزین (انواع سیل هایی که بدنشان از کرک پر پشت پوشیده شده است به ویژه از جنس : Callorhinus) · فک خزپوش
  • (خانه های چوبی) تخته کوبی · (زبان)بار · باریکه ی خز · حاشیه دوزی باخز · خز (که در حاشیه دوزی لباس به کار می رود) · زبانه کوبی (در درون دیوار)
  • جانوران خزپوش
اضافه کردن

ترجمه های "fur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه