ترجمه "fusible" به فارسی
گدازپذیر, جوش خوردنی, قابل جوش دادن به هم بهترین ترجمه های "fusible" به فارسی هستند.
fusible
adjective
noun
دستور زبان
Able to be fused or melted. [..]
-
گدازپذیر
-
جوش خوردنی
-
قابل جوش دادن به هم
-
ترجمه های کمتر
- قابل ذوب
- همجوش پذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fusible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fusible" با ترجمه به فارسی
-
Fusible
-
قابلیت گداختن
-
قابلیت گداختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن