ترجمه "gaiety" به فارسی

شادمانی, نشاط, سرور بهترین ترجمه های "gaiety" به فارسی هستند.

gaiety noun دستور زبان

(uncountable) The state of being happy [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شادمانی

    state of being happy

    Pierre's gaiety vanished completely.

    از شنیدن این سخنان تمام شادمانی پییر زایل گشت

  • نشاط

    Their gaiety, like their sorrow, drops like rain:

    نشاط یا اندوهشان مثل باران میریزد: نمنم، قطرهقطره.

  • سرور

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • وجد
    • شنگولی
    • خوشدلی
    • خوشگذرانی
    • ابراز شادی
    • بشاش بودن
    • خوش رویی
    • رنگ و آب
    • زرق و برق
    • سبک روحی
    • شاد دلی
    • شادی و پایکوبی
    • شوخ و شنگی
    • گشاده رویی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gaiety " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "gaiety" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه