ترجمه "gainful" به فارسی
بافایده, سودآور, پولساز بهترین ترجمه های "gainful" به فارسی هستند.
gainful
adjective
دستور زبان
Providing gain; profitable. [..]
-
بافایده
-
سودآور
-
پولساز
-
ترجمه های کمتر
- سودمند
- مفید
- استفاده دار
- دارای درآمد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gainful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gainful" با ترجمه به فارسی
-
(الکترونیک) افزایش نیروی پیام ارسال شده هنگام انتقال از یک مرکز به مرکزی دیگر · (برق) بهره · (در مورد ساعت) تند کار کردن · (نجاری) کام (که زبانه در آن قرار می گیرد) · احسان کردن · افزایش · افزایش (ثروت یا درآمد و غیره) · بردن · به دست آوردن · به دست آوری · بهبود · بهبود یافتن · بهره · تحصیل کردن · تنظیم کننده ی بازده تقویت · تو رفتگی · جلب کردن · جلو رفتن · حاصل دادن · دخل کردن · درآمد داشتن · دستاورد · دستیابی · رسیدن · رسیدن، نائل شدن · رونق یافتن 0 · سود · سود بردن · عایدی داشتن · فاق · فایده · مبلغ برده شده در بازی · مزیت · منفعت · منفعت بردن · نائل شدن · نایل شدن · نفع · وارد شدن · وزن زیاد کردن سنگین شدن 1 · وصول · پیشرفت کردن · کسب کردن · گردآوری · یابش
-
افزودگی و کاهیدگی
-
افزایش وزن · افزایش وزن زنده
-
نابرده رنج گنج میسر نمی شود
-
افزایش وزن · افزایش وزن زنده
-
سود مبادله – سود تسعیر ارز
-
سود مبادله ارز خارجی
-
(اقتصاد) سود حاصل از فروش سهام و املاک و سایر سرمایه گذاری ها · سود سرمایه ای · سود سرمایه گذاری · سود سرمایهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن