ترجمه "galaxy" به فارسی
کهکشان, كهكشان, راه شیری بهترین ترجمه های "galaxy" به فارسی هستند.
(now rare) The Milky Way; the apparent band of concentrated stars which appears in the night sky over earth. [from 14th c.] [..]
-
کهکشان
nouncollection of billions of stars, galactic dust, black holes, etc [..]
The Andromeda Galaxy is my home.
کهکشان آندرومدا خانه من است.
-
كهكشان
So there's a dot on here for every galaxy.
اينجا براي هر كهكشان يك نقطه وجود دارد.
-
راه شیری
We live in a galaxy, the Milky Way Galaxy.
ما در یک کهکشان زندگی می کنیم، کهکشان راه شیری.
-
ترجمه های کمتر
- انبوهی از چیزهای درخشان
- ستاره انبوه
- مجمع مشاهیر
- گردهمایی افراد معروف و برجسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " galaxy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(astronomy, dated) the Milky Way Galaxy, from when it was thought the Universe (our universe) had only one galaxy [..]
-
راه شیری
Spiral galaxy in which the Solar System is located.
We live in a galaxy, the Milky Way Galaxy.
ما در یک کهکشان زندگی می کنیم، کهکشان راه شیری.
تصاویر با "galaxy"
عباراتی شبیه به "galaxy" با ترجمه به فارسی
-
شهروند کهکشان
-
کهکشان آنمیک
-
(کهکشانی که امواج رادیویی قوی تر از حد معمول ساطع می کند) کهکشان رخش افکن · کهکشان پرتوزا
-
شکلگیری و تکامل کهکشانها
-
کهکشان کوتوله
-
کهکشان عدسی
-
کهکشان مارپیچی · کهکشان پیچا (spiral nebula هم می گویند)
-
رشتهکهکشان