ترجمه "gallery" به فارسی
نمایشگاه, گالری, غلام گردش بهترین ترجمه های "gallery" به فارسی هستند.
Uppermost seating area projecting from the rear or side walls of a theater, concert hall, or auditorium. [..]
-
نمایشگاه
nounestablishment that buys, sells, and displays works of art [..]
Strangely, he simply defaced two much more valuable paintings in another section of the gallery.
خیلی عجیبه ، دو تا نقاشیِ خیلی باارزش تر در یه بخش دیگه ی نمایشگاه رو خراب کرده
-
گالری
nouninstitution, building, or room for the exhibition and conservation of works of art [..]
Then Philip went to a gallery and found it was just closing.
فیلیپ آنگاه به گالری رفت، و آنجا را هم بسته یافت.
-
غلام گردش
noun
-
ترجمه های کمتر
- راهرو
- دهلیز
- سالن
- نگارخانه
- سرسرا
- تماشاچیان
- ایوان
- نقب
- بالاخانه
- هشتی
- گروهه
- حضار
- عنوان
- (در تماشاخانه و کلیساهایی که چند ردیف بالکن دارند) بالکن فوقانی (که بلیطهای آن ارزانتراست)
- (در مورد آثار هنری) مجموعه
- (در موزه ها و غیره) سالنی که در آن اشیا به نمایش گذاشته می شوند
- (عکاسی)استودیو
- (محل نمایش و خرید و فروش اشیای هنری) گالری هنری
- (معدن) نقب
- (هنر) کارگاه
- اتاق باریک و دراز
- ارزانترین صندلی های تماشاخانه
- بالکن دراز و باریک (درجنوب ایالات متحده) ایوان
- تماشاچیان این قسمت تماشاخانه (که مظهر سلیقه ی عوام تلقی می شوند)
- تونل 0
- حفره (حفاری شده توسط حیوانات) 1
- دارای بالکن کردن
- دیواره (چوبی یافلزی) در لبه ی میز یا طاقچه 2
- سالن تمرین تیراندازی
- لژ فوقانی
- نمایشگاه هنرهای زیبا
- گذرگاه سر پوشیده (که سقف آن بر چندین ستون سوار است)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gallery " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
An area of the user interface that displays the available templates and recently used files within an Office for Mac applications. The gallery opens automatically when you open an application. You can also open the gallery from the File menu and a toolbar button.
"Gallery" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gallery در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "gallery"
عباراتی شبیه به "gallery" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - خودمانی) ردیف های آخر بالکن تئاتر (که بلیطهای آن از همه ارزانتر است)
-
نگارخانه ملی هنر آمریکا
-
گالری عکس Windows Live
-
نگارخانه ترتیاکوف
-
(تنیس) حاشیه ی چپ زمین
-
بازارچه دار · تو در تو · گالری دار
-
گالری عکس Windows
-
خودنمایی کردن