ترجمه "gallop" به فارسی
تاختن, تاخت, چهارنعل بهترین ترجمه های "gallop" به فارسی هستند.
gallop
verb
noun
دستور زبان
The fastest gait of a horse. [..]
-
تاختن
verbto ride at a galloping pace
The three cavaliers continued their road on full gallop.
آنگاه آن سه نفر راه خود را پیش گرفته و مشغول تاختن گردیدند.
-
تاخت
nounMoments later they appear, galloping over the hill, seven of them.
چند ثانیه بعد هفت تایشان درحالیکه روی تپه تاخت و تاز میکنند پدیدار میشوند.
-
چهارنعل
fastest gait of a horse
Clover tried to stir her stout limbs to a gallop, and achieved a canter.
کلوور سعی کرد با هیکل تنومندش چهارنعل بدود ولی نتوانست
-
ترجمه های کمتر
- چهارنعل رفتن
- شتابیدن
- پیشرفت
- (اسب سواری) چهار نعل
- (به ویژه چهارپایان) گام سریع
- تاخت کردن
- رشد سریع کردن
- سریع کردن
- چهار نعل رفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gallop " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gallop" با ترجمه به فارسی
-
گالوپینگ
-
برقی · سواره · چارنعل رونده
-
اجودان · تاخت کننده · عراده توپ سبک
-
برقی · سواره · چارنعل رونده
-
برقی · سواره · چارنعل رونده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن