ترجمه "gallows" به فارسی
دار, چوبه دار, اعدام بهترین ترجمه های "gallows" به فارسی هستند.
gallows
noun
verb
دستور زبان
Wooden framework on which persons are put to death by hanging. [..]
-
دار
nounBe grateful it didn't happen on the gallows.
ممنون باش که پاي چوبه دار تمام نشد.
-
چوبه دار
nounwooden framework on which persons are put to death by hanging
Be grateful it didn't happen on the gallows.
ممنون باش که پاي چوبه دار تمام نشد.
-
اعدام
nounFound himself locked up, waiting on the gallows.
بعد خودشو تو زندان ديد منتظر چوبه اعدام
-
ترجمه های کمتر
- دستگاهی به شکل دار که برای آویختن یا ثابت نگهداشتن اشیا به کار می رود
- مجازات اعدام (از راه حلق آویزی)
- مستحق اعدام
- چوبه ی دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gallows " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gallows"
عباراتی شبیه به "gallows" با ترجمه به فارسی
-
چوبه ی دار
-
در خور به دار زدن · مستحق اعدام
-
(در مورد کسی که با فاجعه روبرو است) شوخ طبعی سوزناک · لطیفه ی تیزابی · مزاح و شوخی بدبینانه و حاکی از درد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن