ترجمه "galvanize" به فارسی
(با جریان برق) آب طلا یا نقره دادن, (به وسیله جریان یا شوک برقی) انگیختن, از جا پراندن بهترین ترجمه های "galvanize" به فارسی هستند.
galvanize
verb
دستور زبان
(transitive, chiefly North America, chemistry) To coat with a thin layer of metal by electrochemical means; to electroplate. [..]
-
(با جریان برق) آب طلا یا نقره دادن
-
(به وسیله جریان یا شوک برقی) انگیختن
-
از جا پراندن
verb
-
ترجمه های کمتر
- برق زدن به
- به جنب و جوش انداختن
- به هیجان آوردن
- تحریک کردن
- در معرض جریان برق قرار دادن
- روی اندود کردن
- روی گرفتن
- فلز اندود کردن
- متشنج کردن
- وحشتزده شدن
- گالوانیزه کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " galvanize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "galvanize" با ترجمه به فارسی
-
گالوانیزه کننده
-
استعمال قوه کهربایی · گالوانیزهکردن
-
الکتریکی · گالوانیزهکردن
-
فولاد گالوانیزه
-
(پزشکی) انگیزش اعصاب و عضلات به وسیله ی برق مستقیم · برق (تولید شده از طریق فعل و انفعالات شیمیایی) · برق شیمیایی · برق مستقیم
-
سلول گالوانیکی
-
(به وسیله ی شوک الکتریکی) تحریک شده · الکتریکی · انگیزنده (galvanical هم می گویند) · تشنج زا · تکان دهنده · محرک · هیجان آور · وابسته به برق باتری · وابسته به برق شیمیایی · وابسته به برق مستقیم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن