ترجمه "gambled" به فارسی

قمار کردن ترجمه "gambled" به فارسی است.

gambled verb

Simple past tense and past participle of gamble. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قمار کردن

    He demanded the value of the living, which he'd gambled away within weeks.

    اون تقاضاي قيمت اموالي رو که در دست داشت کرد و هفته ها با اون قمار ميکرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gambled " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gambled" با ترجمه به فارسی

  • (معمولا با away - در قمار) به مخاطره انداختن · به خطر انداختن · ریسک · ریسک کردن · شرط بندی · شرط بندی کردن · قمار · قمار كردن · قمار کردن · منگیا
  • بازی · قمار · قمار بازی · قماربازی
  • کازینو
  • (معمولا با away - در قمار) به مخاطره انداختن · به خطر انداختن · ریسک · ریسک کردن · شرط بندی · شرط بندی کردن · قمار · قمار كردن · قمار کردن · منگیا
  • (معمولا با away - در قمار) به مخاطره انداختن · به خطر انداختن · ریسک · ریسک کردن · شرط بندی · شرط بندی کردن · قمار · قمار كردن · قمار کردن · منگیا
  • بازی · قمار · قمار بازی · قماربازی
  • بازی · قمار · قمار بازی · قماربازی
اضافه کردن

ترجمه های "gambled" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه