ترجمه "game" به فارسی
بازی, مسابقه, گیم بهترین ترجمه های "game" به فارسی هستند.
(intransitive) To gamble. [..]
-
بازی
nouncontest between two individuals or teams [..]
You can adjust game configuration options when starting the game for the first time.
شما می توانید گزینه های پیکره بندی بازی را در هنگام شروع بازی برای اولین بار، تنظیم نمایید.
-
مسابقه
nounHe is fond of watching baseball games on TV.
او دیدن مسابقات فوتبال در تلویزیون را دوست دارد.
-
گیم
I'm a game designer.
من طراح گیم ام
-
ترجمه های کمتر
- شکاری
- شكار
- چلاق
- سرگرمی
- حقه
- آزمون
- نخجیر
- ترفند
- ضربدیده
- افلیج
- پرحرارت
- مشروع
- فاسد
- لنگ
- پروژه
- (به صورت to be game) مشتاق و آماده بودن 3
- (در مورد پا) شل
- (معمولا به صورت fair game) قابل پیگیری
- آسیب دیده
- بازی در یک سری مسابقه
- بازی ریسک دار 0
- بازی ورزشی (مثل فوتبال)
- بازی کامپیوتری
- بازی کردن 1
- بخشی از مسابقه
- برنامه ی عمل
- تعداد امتیاز لازم برای بردن مسابقه
- جست و خیز
- حاضر 4
- حمله پذیر
- حیوان (مناسب شکار)
- زدن توپ
- شکاری (جانور)
- غیر مداوم
- قمار کردن
- ماهی (برای صید)
- مشتاق و مصمم
- نقشه ی بازی
- هر کار مخاطره دار
- وابسته به حیوانات قابل شکار 2
- وابسته به شکار
- وسیله ی بازی (مثل ورق و غیره)
- گوشت شکار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " game " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
One of the music genres that appears under Genre classification in Windows Media Player library. Based on ID3 standard tagging format for MP3 audio files. ID3v1 genre ID # 36.
"Game" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Game در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "game"
عباراتی شبیه به "game" با ترجمه به فارسی
-
ماهیان شکاری
-
شکاربان
-
بازی اکشن-ماجراجویی
-
بازی بسکتبال · بسكتبال
-
بازی اکشن
-
بازی اکشن نقش آفرینی