ترجمه "gammon" به فارسی

مارس کردن, چاخان, بیکن بهترین ترجمه های "gammon" به فارسی هستند.

gammon verb noun دستور زبان

The lower or hind part of a side of bacon. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مارس کردن

    backgammon: type of victory

  • چاخان

  • بیکن

  • ترجمه های کمتر

    • ژامبون
    • مارسی
    • یاوه
    • (تخته نرد) مارس (کردن)
    • (عامیانه - انگلیس) چرند
    • (عامیانه - انگلیس) یاوه گویی کردن
    • (کشتیرانی) دکلچه را به پاشنه ی کشتی (عقب کشتی) بستن
    • اغوا کردن
    • تیرآهن بین دکل و پاشنه ی کشتی قرار دادن
    • ران نمک زده یا دود زده ی خوک
    • قطعه ی گوشت خوک
    • چاخان کردن
    • چرند گفتن
    • گول زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gammon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Gammon proper

the Shelta or Cant language of the Irish Travelling Community.

+ اضافه کردن

"Gammon" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gammon در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "gammon"

اضافه کردن

ترجمه های "gammon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه