ترجمه "gamy" به فارسی
لقاح, جلف, پرحرارت بهترین ترجمه های "gamy" به فارسی هستند.
gamy
adjective
دستور زبان
Alternative spelling of gamey. [..]
-
لقاح
-
جلف
-
پرحرارت
adjective
-
ترجمه های کمتر
- دلیر
- سرکش
- فاسد
- ناهنجار
- سرحال
- ناخوشایند
- جفت
- همسر
- (اثر هنری) سبک و زننده
- (بیشتر در مورد اثر هنری) خلاف عفت
- دارای مزه ی تند (در مقایسه با گوشت معمولی)
- مثل گوشت شکار
- مشتاق و آماده
- پسوند: زامی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gamy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gamy" با ترجمه به فارسی
-
تند وتیزی · دلیری · سرمستی · مشتاقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن