ترجمه "gang" به فارسی
گروه, دسته, رفتن بهترین ترجمه های "gang" به فارسی هستند.
(intransitive, chiefly UK dialectal, Northern England, Scottish) To go; walk; proceed. [..]
-
گروه
nouna company of persons
Part of a gang that operates out of Brooklyn.
عضوي از گروهي بودن که بيرون از بروکلين مشغولـن.
-
دسته
nounHow do the other gangs let him operate?
چطور دسته هاي ديگه بهش اجازه ي فعاليت ميدند ؟
-
رفتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- جمعیت
- گنگ
- انبوه
- ازدحام
- شلوغی
- اجتماع
- (اسکاتلند) رفتن
- (در زندان) گروه کار
- (در شهرهای بزرگ) لوطی های محله
- (در مورد آچار و سایر ابزار کار) یک سری
- (در مورد انسان) گروه
- (عامیانه) دسته جمعی حمله کردن
- (معمولا با up) دسته تشکیل دادن
- اراذل و اوباش
- انبوه مردم
- جمعیت تشکیل دادن
- دار و دسته
- دسته شدن
- دسته ی جوانان ولگرد (ومعمولا تبهکار)
- ملاقات کردن
- همدستان (در کارهای غیر قانونی)
- همگرا شدن
- چند تا یکی کردن
- کار کردن
- گرد هم آمدن
- یک دست
- یک گروه کارگر (که زیر نظر یک سرکارگرند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A language primarily spoken by the Acholi people in the districts of Gulu, Kitgum and Pader, a region known as Acholiland in northern Uganda; also in the southern part of the Opari District of Sudan.
"Gang" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gang در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "gang" با ترجمه به فارسی
-
ماموران نظام وظیفه (pressgang هم می نویسند) · گروه سربازگیری
-
دار و دستههای نیویورکی
-
رودخانه ی گنگ (در هند و بنگلادش جاری است) · گنگ
-
(در مورد قلاب ماهیگیری) چند قلابه · سه قلابه
-
باسیم نازک نگاه داری کردن
-
رودخانه گنگ
-
جمعیت تشکیل دادن · رفتن · ملاقات کردن · گرد هم آمدن
-
کارگران قطعه ی بخصوصی از راه آهن