ترجمه "gangrenous" به فارسی

شقاقولوسی, غانقرایایی, مبتلا به قانقاريا بهترین ترجمه های "gangrenous" به فارسی هستند.

gangrenous adjective دستور زبان

Indicative of or afflicted with gangrene. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شقاقولوسی

  • غانقرایایی

  • مبتلا به قانقاريا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gangrenous " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gangrenous" با ترجمه به فارسی

  • (پزشکی) گانگرن خشک · قانقارایای خشک
  • (پزشکی) · بافتمردگی · خوره · سیاه مردگی · شقاقولوس کردن · فاسدشدن (نسج) · فساد · فساد نسج ها · قانقاري · قانقاریا · موت موضعی · نکروز · پست کردن · پوسیدگی نسج · کله · کلی · گانگرن · گانگرن گرفتن
  • (پزشکی) گانگرن گازی (نوعی مردگی نسوج که در آن باسیل گاززا در زخم تولید آماس و درد شدید و مسمومیت می کند) · قانقارياي گازي
  • (پزشکی) · بافتمردگی · خوره · سیاه مردگی · شقاقولوس کردن · فاسدشدن (نسج) · فساد · فساد نسج ها · قانقاري · قانقاریا · موت موضعی · نکروز · پست کردن · پوسیدگی نسج · کله · کلی · گانگرن · گانگرن گرفتن
اضافه کردن

ترجمه های "gangrenous" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه