ترجمه "gantlet" به فارسی

دستکش, (در قشون قدیم) نوعی تنبیه که طی آن شخصی از میان دو صف سرباز که با چوب او را می زدند دوانده می شد, (راه آهن) محل تلاقی دو خط آهن بهترین ترجمه های "gantlet" به فارسی هستند.

gantlet noun دستور زبان

Alternative spelling of gauntlet. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستکش

    noun
  • (در قشون قدیم) نوعی تنبیه که طی آن شخصی از میان دو صف سرباز که با چوب او را می زدند دوانده می شد

  • (راه آهن) محل تلاقی دو خط آهن

  • ترجمه های کمتر

    • (مجازی) یک سری زحمات یا مشقات (بیشتر gauntlet نوشته می شود)
    • تحت فشار و آزار از دو طرف قرار داشتن
    • رجوع شود به gauntlet
    • متلاقی شدن (دو خط)
    • محل انشعاب یک خط آهن به دو خط
    • منشعب شدن خط آهن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gantlet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "gantlet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه