ترجمه "gapped" به فارسی
شکافدار, رخنه دار بهترین ترجمه های "gapped" به فارسی هستند.
gapped
adjective
verb
دستور زبان
Having a gap. [..]
-
شکافدار
-
رخنه دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gapped " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gapped" با ترجمه به فارسی
-
دوباوری (تضاد بین ادعا و واقعیت و یا بین باور مردم و باور دولت - اشکال در متقاعد کردن دیگران)
-
گدار کامبرلند (گردنه ای در فلات کامبرلند که بین ایالت های ویرجینیا و کنتاکی و تنسی قرار دارد)
-
شکاف عملکرد
-
تحلیل شکاف ها و تفاوتهای فرآیندها
-
بریدگی ستیغ · شکاف کوه (که باد از آن می وزد)
-
شکاف درآمدی
-
سالهای فاصله
-
خلاء تجاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن