ترجمه "garb" به فارسی
لباس, کسوت, جامه بهترین ترجمه های "garb" به فارسی هستند.
garb
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To dress in garb. [..]
-
لباس
nounShrubs and vines were putting on fresh garbs of green.
بوتهها و موها لباس سبز نو در بر میکردند.
-
کسوت
noun -
جامه
nounIn contrast to his nephew's almost immaculate garb
برخلاف خواهرزادهاش که جامه بیعیب و نقصی در برداشت،
-
ترجمه های کمتر
- طرز
- ظاهر
- بافه
- استیل
- آرایش
- وانمود
- سبک
- نمود
- (کشاورزی - غلاتی مانند گندم) دسته
- جامه پوشیدن
- در بر کردن
- طرز رفتار
- طرز لباس پوشی
- لباس ویژه ی حرفه ی بخصوصی
- نمای خارجی
- پوشاک ویژه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " garb " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن