ترجمه "garden" به فارسی
باغ, باغچه, بوستان بهترین ترجمه های "garden" به فارسی هستند.
An outdoor area containing one or more types of plants, usually plants grown for food (vegetable garden) or ornamental purposes (flower garden). [..]
-
باغ
noundecorative piece of land outside with flowers and plants [..]
A court without ladies is like a garden without flowers.
حیاط بدون زن مانند باغ بدون گل است.
-
باغچه
noungrounds at the front or back of a house [..]
Swell, but this man doesn't have a garden.
روش خوبيه ، ولي اين مرد باغچه نداره.
-
بوستان
noungardens with public access
Mmm. She can enjoy the gardens while we hunt.
ميتونه در حاليکه ما شکار ميکنيم از بوستان لذت ببره
-
ترجمه های کمتر
- پالیز
- پردیس
- باغبانی کردن
- پارک
- موی زهار
- باغی
- حیات
- گلستان
- معمولی
- باغدار
- عادی
- (معمولا به صورت جمع) پارک (به ویژه اگر دارای باغ وحش و نمایشگاه گیاه و دریاچه ی کوچک و غیره باشد)
- با نیرو و استقامت 0
- باغ میوه
- باغداری کردن
- تبدیل به باغ کردن
- در باغ کشت کردن
- محوطه ی سبزیکاری
- ناحیه ی حاصلخیز
- ناحیه ی کشاورزی (garden spot هم می گویند)
- وابسته به باغ
- پر باغ
- پر بنیه
- پیش پا افتاده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " garden " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
باغ
nounA court without ladies is like a garden without flowers.
حیاط بدون زن مانند باغ بدون گل است.
تصاویر با "garden"
عباراتی شبیه به "garden" با ترجمه به فارسی
-
(گیاه شناسی) مریم معمولی · مریم گلی · مریم گلی (رجوع شود به sage)
-
(گیاه شناسی) تره تیزک · ترتیزک · ترتیزک (Lepidium sativum) · تره تیزک · شاهي · شاهي (گياه) · شاهی · لپیدیوم ساتیووم
-
بوستان آبی فورت وورث
-
پرورش گل · گلکاری
-
نخود سبز · نخودفرنگیها
-
بادنجان