ترجمه "gardening" به فارسی
باغبانی, باغبانی علمی بهترین ترجمه های "gardening" به فارسی هستند.
gardening
noun
verb
دستور زبان
describes items or actions connected with the garden. [..]
-
باغبانی
nounThe act of cultivating or tending a garden. [..]
Once or twice a year a gardener made the rounds, and aired the house.
سالی یک دو بار باغبانی سری به خانه میزد و صحن باغ را خلوت میکرد.
-
باغبانی علمی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gardening " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gardening"
عباراتی شبیه به "gardening" با ترجمه به فارسی
-
(گیاه شناسی) مریم معمولی · مریم گلی (رجوع شود به sage)
-
(گیاه شناسی) تره تیزک · ترتیزک · ترتیزک (Lepidium sativum) · تره تیزک · شاهي · شاهي (گياه) · شاهی · لپیدیوم ساتیووم
-
بوستان آبی فورت وورث
-
پرورش گل · گلکاری
-
نخود سبز · نخودفرنگیها
-
بادنجان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن