ترجمه "garrison" به فارسی

پادگان, دژ, قرارگاه بهترین ترجمه های "garrison" به فارسی هستند.

garrison verb noun دستور زبان

A permanent military post. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پادگان

    noun

    محل اسقرار یک یگان از ارتش

    We need to overrun the main garrison from the west.

    ما بايد به پادگان اصلي آنها حمله کنيم از طرف غرب.

  • دژ

    noun
  • قرارگاه

  • ترجمه های کمتر

    • ساخلو
    • سنگر
    • استحکامات
    • قوی
    • اشغال نظامی کردن
    • در دژ مستقر کردن
    • در پادگان به خدمت واداشتن
    • سربازان درون دژ یا پایگاه
    • محصور کردن
    • مستقر کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " garrison " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Garrison proper noun

A surname. [..]

+ اضافه کردن

"Garrison" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Garrison در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "garrison" با ترجمه به فارسی

  • قوماندانی مشترک گارنیزیون کابل
  • (در مسابقات اسب دوانی و غیره) مسابقه پرهیجان (که طی آن برنده در مراحل آخر از عقب خود را به جلو رسانده از نفرهای جلویی جلو می زند و می برد) · سبقت گرفتن و بردن
  • گارنیزیون پوهنتون دفاع ملی افغانستان
اضافه کردن

ترجمه های "garrison" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه