ترجمه "gash" به فارسی
زخم, بریدگی, (با آلت تیزی مثل دشنه) زخم زدن بهترین ترجمه های "gash" به فارسی هستند.
gash
verb
noun
دستور زبان
A deep cut. [..]
-
زخم
nounHe could see the gash on his forehead reflected in the Plymouth's bumper.
او درانعکاس سپر بلیموت زخم روی پیشانیاش را میدید.
-
بریدگی
nounThe gash on my arm hadn't even needed stitches.
حتی بریدگی روی بازویم نیز احتیاجی به بخیه نداشت.
-
(با آلت تیزی مثل دشنه) زخم زدن
-
ترجمه های کمتر
- (زمین شناسی) شکاف
- بریدگی (عمیق و طولانی) ایجاد کردن
- بریدگی عمیق
- دره ی تنگ و گود
- زخم زدن
- زخم شمشیر
- زخم عمیق
- شکافدار کردن
- مقاربت جنسی
- پرحرفی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gash " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن