ترجمه "gastronomical" به فارسی
وابسته بعلم خوب خوردن ترجمه "gastronomical" به فارسی است.
gastronomical
adjective
دستور زبان
gastronomic [..]
-
وابسته بعلم خوب خوردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gastronomical " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gastronomical" با ترجمه به فارسی
-
وابسته بعلم خوب خوردن
-
خوب خور · خوب چیزخور · صاحب سررشته درخوراک
-
آدم خوش خوراک · آدم خوش غذا (gastronomer و gastronomist هم می گویند) · خوراک شناس
-
موافق علم خوب خوردن
-
آدم خوش خوراک · آدم خوش غذا (gastronomer و gastronomist هم می گویند) · خوراک شناس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن