ترجمه "gate" به فارسی

دروازه, در, باب بهترین ترجمه های "gate" به فارسی هستند.

gate verb noun دستور زبان

To keep something inside by means of a closed gate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دروازه

    noun

    door-like structure outside [..]

    Holding his sabre pommel, Stepan was coming through the wicket gate.

    استپان که دست بر قبضهٔ شمشیر داشت به دروازه نزدیک میشد.

  • در

    noun

    door-like structure outside [..]

    That will make two funerals under the same carriage gate.

    در نتیجه دو جنازه از در بزرگ بیرون میرود.

  • باب

    noun

    Bob was leaving the gates open, she noticed as she rode from Borehead into Billa Billa;

    مگی که از چاه عمیق به طرف بیلا ـ بیلا رفته بود متوجه شد که باب دروازهها را باز گذاشته است ـ

  • ترجمه های کمتر

    • مدخل
    • گذرگاه
    • راه
    • راهگاه
    • قاپو
    • گردنه
    • گدار
    • طریقه
    • دخل
    • (انگلیس) به عنوان تنبیه شاگردی را در محوطه ی مدرسه نگه داشتن
    • (برق) سویچ فلکه (دارای دو سیم ورودی و چندین سیم خروجی)
    • (در اسبدوانی) دریچه ای که هنگام شروع مسابقه کنار می رود تا اسب ها شروع به دویدن کنند
    • (در اسکی اسلالم) باریکه ی بین دو چوب پرچم که اسکی باز از وسط آن رد می شود
    • (در سد و کانال) دریچه ی تنظیم آب
    • (در سینما و نمایش و غیره) جمع مبلغ بلیطهای فروخته شده
    • (در فرودگاه) گیت
    • (راه آهن) دریچه یا مانعی که در محل تقاطع خط آهن و جاده با بسته و باز شدن ترافیک را تنظیم می کند
    • (ریخته گری) مجرایی که از طریق آن فلز مذاب را به قالب می زنند
    • تعداد کل تماشاگرانی که بلیط خریده اند
    • در بزرگ
    • در حیاط
    • در نرده ای
    • در ورودی منزل یا باغ
    • در گاراژ 0
    • دردار کردن
    • دروازه دار کردن
    • دروازه ی نرده ای
    • راه تغذیه (در قالب ریخته گری)
    • روش انجام کاری
    • محل ورود و خروج
    • محل ورود و خروج از هواپیما به فرودگاه
    • مواد زاید فلزی که در این مجرا جمع می شود
    • پای راهگاه
    • گذرگاه کوهستان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Gate proper

A town in Oklahoma.

+ اضافه کردن

"Gate" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gate در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "gate"

عباراتی شبیه به "gate" با ترجمه به فارسی

  • (عامیانه) مهمان ناخوانده · کسیکه بدون بلیط یا پرداخت ورودیه داخل سالن شده است · کسیکه به محفلی که در آن دعوت نشده است می رود
  • رابرت گیتس
  • ترانزیستور دو قطبی با درگاه عایقشده
  • دروازه نهم
  • دروازه اسباط
  • (اسبابی که برای سنجش جهت و نیروی میدان مغناطیسی زمین به کار می رود) مغناطیس سنج زمین
  • ملیندا گیتس
  • (انگلیس) دروازه ی سقف دار گورستان (که تارسیدن کشیش تابوت را در پناه آن نگه می دارند)
اضافه کردن

ترجمه های "gate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه